X
تبلیغات
من يك خيابانم ... - کجا دستاتو گم کردم ... ؟!!!

سراب رد پای تو، کجای جاده پیدا شد؟!!! ... کجا دستاتو گم کردم ؟!!! که پایان من اینجا شد ...

کجای قصه خوابیدی ؟!!! که من توو گریه، بیدارم ... که هر شب، حرم دستاتو به آغوشم، بدهکارم ...

تو با دلتنگی‌های من، تو با این جاده همدستی ... تظاهر کن ازم دوری، تظاهر می‌کنم، هستی ...

توو آهنگ سکوت تو، به دنبال یه تسکینم ... صدایی توو جهانم نیست، فقط تصویر می‌بینم ...

یه حسی از تو در من هست،که می‌دونم تو رو دارم ... واسه برگشتنت، هرشب درارو باز می‌زارم ...

+ داريوش ( سراب ردپاي تو ... )


 P.S. If winter is a stranger, maybe spring will be a friend, Seasons change, Turn The Page My Pal! This isn’t a verdict, this is a request, Turn your page and wait a while to see the light again



+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اردیبهشت 1389ساعت 12  توسط خيابان ... |